مذاکره، جنگ، فریب و چیزهای دیگر
▪️سخن اصلی درباره رابطه ایران و آمریکا دو کلمه است: «آمریکا می خواهد ایران را ببلعد، جمهوری اسلامی نمی گذارد!» در برهه کنونی که تقریبا از سال 88 به بعد آغاز شده، استراتژی اصلی برای این بلعیدن، فشار اقتصادی با چاشنی استحاله فرهنگی است. یعنی همه ابزارها از جمله جنگ نظامی و آشوب خیابانی و … در خدمت فشار اقتصادی و فلج سازی معیشتی و جنگ شناختی فرهنگی است.
▪️جنگ نظامی و حمله سخت هیچگاه در نگاه آمریکایی ها به عنوان ابزار براندازی و سقوط جمهوری اسلامی مورد توجه نبوده است. گزینه اصلی روی میز، استراتژی اژدهای کومودو است. «یک گاز بگیر و سم مهلک خود را وارد کن و از تماشای جان دادنش لذت ببر!» . استراتژی نفوذ دادن مهره های نفوذی در اقتصاد و نهادهای تصمیم گیر فرهنگی در ایران و ایجاد بحران و فشار مصنوعی از درون و بیرون و سرگرم کردن با تهدیدهای مداوم و بازی های رسانه ای در دستور کار آمریکا قرار دارد.
▪️قطعا تاثیرگزاری که یک وزیر یا معاون یا رئیس یک سازمان که در قامت نفوذی آمریکا به سیستم تصمیم گیری کشور ورود کرده است، از هزاران ناو و جنگنده و بالگرد و موشک برای آمریکا بیشتر است لذا جنگ و مذاکره و چیزهای دیگر در برهه کنونی، در نقش زمینه ساز برای تاثیر ابزار اصلی یعنی «نابودی اقتصادی و فروپاشی فرهنگی از درون» عمل می کنند.
▪️بعید است آمریکایی ها ندانند که وقوع جنگ، باعث ایجاد انسجام در میان مردم ایران می شود و او را از دستیابی به هدفش باز می دارد اما بازی با جنگ و مذاکره و چیزهایی دیگر برای فروپاشی امنیت روانی و شکستن تاب آوری اقتصادی و به بحران کشاندن وضعیت معیشتی مردم و تغییر باورهای مردم می تواند آمریکا را به هدف خود نزدیک تر کند.
▪️حالا که بازی با جنگ از خود جنگ بیشتر برای آمریکا آب و نان دارد، چرا این بازی مسخره را ادامه ندهد؟ یک روز نزدیک شدن ناو لینکلن و روز دیگر استقرار جنگنده در امارات و روزهای دیگر و بازی با چیزهای دیگر! مذاکره هم چیزی شبیه همین.
▪️وقتی هدف اصلی دشمن اقتصاد است، اهتمام اصلی ما هم باید اقتصاد باشد. وقتی دشمن ضربه اصلی را به کمر وارد کرده ما نباید دستمان را باندپیچی کنیم. کمی خنده دار است که دشمن معیشت و امنیت غذایی کشور را هدف گرفته و دولت ما قانون گواهینامه موتور برای بانوان را تصویب می کند.