چرا با آمریکا صلح نمی کنیم؟
یکی از سوالاتی که در خصوص انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پرسیده می شود این است که چرا امام خمینی به جای صلح با آمریکا، آمریکا ستیزی را انتخاب کرد تا مردم تحت تحریم قرار بگیرند؟ پیش از آن که بخواهیم درباره «چرایی آمریکا ستیزی حضرت امام خمینی» توضیح دهیم ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «آیا امام خمینی و انقلابیون ابتدا به ساکن و پیشدستانه روند ستیز با آمریکا را آغاز کردند؟ »
امام خمینی با توجه به آگاهی سیاسی و تاریخی دقیقی که نسبت به وقایع تاریخ معاصر ایران داشت از ابتدای شروع نهضت نسبت به استقلال نهضت و انقلاب از ابرقدرت های جهانی تاکید ویژه داشت و تصریح می کرد که انقلاب مردم ایران یک انقلاب اسلامی در جهت براندازی حکومت طاغوتی پهلوی است و به هیچکدام از ابرقدرت ها یعنی آمریکا و شوروی وابسته نیست.
امام خمینی رحمه الله با تجربه از وقایع مشروطه و کودتای 1299 و ماجرای ورود متفقین به ایران و همچنین کودتای 28 مرداد می دانست که استعمارگران و خصوصا آمریکا همواره در صدد دشمنی با مردم ایران هستند و هیچگاه و در هیچ برهه ای از تاریخ معاصر، منفعتی برای مردم ایران به بار نیاورده اندو لذا امید به آنها یک امید واهی است.
از طرف مقابل آمریکایی ها که بعد از کودتای 28 مرداد به قدرت مطلق در ایران دست پیدا کرده بودند و با برخورداری از حق کاپیتولاسیون در ایران جولان می دادند، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از به ثمر نشستن نهضت حضرت امام و مردم مسلمان ایران به کار بستند و از هیچ کاری برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی دریغ نکردند.
مهم ترین و ملموس ترین اقدام آمریکا در روزهای منتهای به انقلاب اسلامی،طرح عملیات کودتای کورتاژ بود که بنا بود توسط ژنرال هایزر که به ایران سفر کرده بود به نتیجه برسد و انقلاب اسلامی ایران را پیش از تولد به مرگ برساند.
در این میان، سفارت آمریکا نقش بسیار مهمی را ایفا می کرد. این سفارت که در واقع یک پایگاه آمریکایی برای جاسوسی و خرابکاری و تلاش برای تحقق اهداف آمریکا در ایران بود، از سالها پیش از انقلاب سعی داشت تا با اقدامات دقیق و حساب شده، از وقوع انقلاب جلوگیری کرده و به استمرار حکومت پهلوی کمک کند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تمام مخالفان جمهوری اسلامی تحت رصد و حمایت آمریکا بودند و سعی داشتند تا با برنامه ریزی کودتای نوژه، انقلاب اسلامی را در بدو تولد نابود کنند. این تحرکات و اقدامات ستیزه جویانه از جانب آمریکا از چشم حضرت امام و انقلابیون پنهان نبود. حضرت امام هم پیش از انقلاب و هم در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عنوان کرده بود که به دنبال برقراری روابط حسنه با تمام کشورهای جهان (به استثنای رژیم صهیونیستی) بر پایه احترام متقابل و منافع ملی کشور می باشد اما آمریکا هیچگاه خواستار چنین رابطه ای نبوده و نیست و همواره به دنبال تسلط و استیلا برا ایران بود و اساسا با ماهیت و ذات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی سر سازش و صلح نداشت.
تسخیر سفارت آمریکا در ایران که منجر به قطع روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا شد قطعا یک واکنش منطقی و طبیعی و عاقلانه از جانب انقلابیون ایران به پناه دادن به شاه مخلوع و بلوکه کردن میلیاردها دلار دارایی ایران در بانک های خارج و چند دهه ظلم و خرابکاری و جاسوسی و بدخواهی آمریکا برای مردم ایران بود. خود آمریکایی ها هم پذیرفته اند که تخیر سفارت آمریکا در آن برهه یک امر کاملا قابل پیش بینی و قابل قبول بوده است.بعد از این ماجرا هم که سنگین ترین تحریم های تاریخ بر ایران وارد شد و نشان داد که آمریکا به چیزی کمتر از نابودی جمهوری اسلامی رضایت نمی دهده و بدیهی است که با چنین دشمن زیاده خواه و جنایتکاری امکان صلح و آشتی وجود ندارد.
در واقع این ایران و حضرت امام خمینی و انقلابیون نبودند که ستیز با آمریکا را انتخاب کردند بلکه این آ»ریکا و کشورهای جبهه آمریکا بودند که عدم پذیرش انقلاب ایران و ستیز با جمهوری اسلامی را انتخاب کردند و حتی یک لحظه مشروعیت و حقانیت خواست اکثریت مردم ایران برای سرنگونی حکومت طاغوت را نپذیرفتند. لذا بجای اینکه در مورد چرایی دشمنی آمریکا و ایران، امام خمینی و انقلابیون را خطاب قرار دهیم باید از آمریکا بپرسیم که چرا بیش از هشتادسال است که دست از سر مردم ایران بر نمی دارد؟ بجای اینکه از تحریم شده بپرسیم که چرا با رفتارت باعث وضع تحریم شدی بای از تحریم کننده بپرسیم که چرا بر خلاف تمام قوانین بین المللی یک انقلاب نوپا و یک نظام سیاسی مستقل و مردمی را تحریم کرده ای؟
نکته مهم دیگر هم اینکه حتی اگر حضرت امام و انقلابیون چشم خود را بر روی همه جنایات آمریکا در حق مردم ایران می بستند و صلح با آمریکا را انتخاب می کردند نیز آمریکا تا تحقق نابودی هویت انقلاب اسلامی و ایجاد وابستگی دست از کار نمی کشید و قرار نبود که صلح با آمریکا سرآغاز پیشرفت کشور باشد چرا که اساسا حتی دولتمردان سرسپرده آمریکا همچون علی امینی که سالها در خدمت آمریکا بود به صراحت بیان می کند که «ایالات متحده دشمن بدی برای هر کشور و دوست بدتری برای آنهاست»(اسناد لانه جاسوسی ج 8 ص 339) جالب اینجاست حتی خود آمریکایی ها نیز به این نکته اذعان دارند. هنری کسینجر نظریه پرداز و سیاستمدار برجسته آمریکایی می گوید: «دشمن آمریکا بودن خطرناک است اما دوست آمریکا بودن مصیبت بار است.»(خاطرات علم ج 6 ص 406) نتیجه اینکه برای دستیابی به پیشرفت نباید به آمریکا امید داشته باشیم و منتظر باشیم که آمریکا تحریم هایش را بردارد بلکه باید تلاش کنیم تا این تحریم ها را بی اثر کنیم و روی پای خودمان بایستیم.